نوشته‌ها

آسیاب‌های آبی نی‌ریز

 مقدمه

آسیاب‌های آبی در قدیم جهت آرد کردن دانه‌های غلات و به‌ویژه گندم به کار می‌رفتند. در این آسیاب‌ها دو سنگ بزرگ وجود داشته که سنگ زیرین ثابت بوده و سنگ رویی باقدرت آب می‌چرخیده است. این آسیاب دارای یک تنوره (کازینه) بوده است. تنوره شامل برجی بلند بوده که از آهک و سنگ و ساروج ساخته می‌شده و مشرف بر آب بوده است. در ته این برج، مَنفذ و سوراخی تنگ تعبیه می‌شده است. آب در این کازینه یا تنور جمع می‌شده و با فشار زیاد از مَنفذ ته آن خارج می‌شده و روی پره‌های چوبی آسیاب می‌ریخته و آن را به حرکت درمی‌آورده و غله آرد می‌شده است. در نی‌ریز هم در زمان‌های دور آسیاب‌هایی وجود داشته که تعداد آن به هشت باب می‌رسیده است شامل:

آسیاب‌های آبی تخت

آسیاب‌های تخت که از آب قنات آباد زردشت تغذیه می‌شدند سه باب بودند.

  • آسیاب بالا که عمق تنوره‌ی آن چهارده متر بوده و شبانه‌روز چهارده بار غله را آرد می‌کرده. هر بار مساوی بیست‌وپنج من است.
  • آسیاب میانی (میونی) که عمق تنوره‌ی آن هفت متر بوده و شبانه‌روز حدود ده‌باره (۲۵۰ من) غله آرد می‌کرده.
  • آسیاب پایین که عمق تنوره (کازینه) آن حدود ۳ متر بوده و شبانه‌روز حدود پنج بار غله آرد می‌کرده است.

آسیابان‌های این آسیاب‌ها، سهراب ایجی، عبدالرحیم آباد زردشتی و رضا جهرمی بودند. آب این آسیاب‌ها به یک استخر (سلخ (salkh بزرگ که در باغ مرحوم سید محمود فاطمی احداث‌شده بود می‌ریخت. پس از پر شدن استخر، آب از آن خارج و به مصرف زراعت و باغ می‌رسید. باغ فاطمی تاکستان بود.

آسیاب خبار
آسیاب خبار دارای یک تنوره به ژرفای هفت متر بوده و شبانه‌روز حدود ده بار غله آرد می‌کرده است. این آسیاب دارای یک برج بلند بود که به داخل آسیاب راه داشت و شب‌ها چند تفنگچی برای مقابله با دزدها در برج می‌ماندند. یکی از آسیابان‌های آسیاب خبار مشهدی رجب (مش رجب) بود که حدود یک‌صد و بیست سال عمر کرد و در همان آسیاب خبار فوت نمود. یکی دیگر از آسیابان‌های این آسیاب خلیل فرزند رجب بود. یکی دیگر غلامرضا پسر رحمان آسیابان بود و مدتی هم پسران غلامحسین فرزند جواد بودند.
از وقایع مهمی که در نزدیکی این آسیاب رخ داد جنگ و نبرد خونین بین حاج زین‌العابدین‌خان حاکم نی‌ریز (متوفی پنجم فروردین سال ۱۲۶۹ هـ. ق) با سید یحیی وحید (۱۲۶۶ - ۱۲۲۶ هـ. ق) در سال ۱۲۶۶ هجری قمری بود که طی آن عده‌ای از طرفین کشته شدند تا اینکه از شیراز سپاهیانی آمدند و با کشته شدن سید یحیی وحید جنگ تمام شد.

آسیاب‌های شادابخت
آسیاب‌های شادابخت چهار باب بوده که از نهر شادابخت که ۱۵ طاق آب داشته به چرخش درمی‌آمده است:
۱-آسیاب تکیه  takie
نزدیک‌ترین آسیاب به شهر آسیاب تکیه بود که تنوره (کازینه) آن شش متر عمق داشته و شبانه‌روز شش بار غلات را آرد می‌کرد.
نزدیک این آسیاب چند حادثه تاریخی اتفاق افتاده است.
الف) ساختمان قلعه‌ی اس - پی- آر به مدت ۳ سال با گچ، آجر، شن، ساروج، سنگ و ... توسط دولت استعمارگر انگلستان بنا گردید و یک بریگارد ارتش شامل ۳۵۰۰ نیرو در آن مستقر گردید و دردسرهایی برای مردم شهرستان نی‌ریز فراهم آورد.
ب) سکونت عبدالله خان چهارراهی از طایفه قلتاش که از سارقین بنام بود و با تفنگچی‌هایش به نی‌ریز حمله کرد و در نزدیکی این آسیاب رحل اقامت افکند. او از مردم ثروتمند وجوهی به‌عنوان باج دریافت می‌کرد. وی حتی اداره‌ی امنیه را هم تصرف کرد.
۲- آسیاب کلو (کلویه)
این آسیاب دومین آسیاب بود و تنوره (کازینه) آن ۱۲ متر عمق داشت و شبانه‌روز حدود ۱۲ بار غلات آرد می‌کرد که از دیگر آسیاب‌ها بیشتر بود.
۳-آسیاب کلانتری
کنار این آسیاب یک باب برج بلند و عالی وجود داشت که درِ ورودی و خروجی آن در داخل آسیاب بود. شب‌ها تفنگچی در آن نگهبانی می‌داد و از غلات در آن نگهداری می‌کرد. این آسیاب دو تنوره (کازینه) و دو دستگاه جهت آرد کردن غلات داشت.
آسیابان این آسیاب مشهدی محمد و مشهدی محمود بودند. کنار این برج فرد نابینایی می‌نشست و هنگامی‌که صاحبان و مالکان املاک کوه حاصل درختان خود را به شهر می‌آوردند و از کنار این برج عبور می‌کردند مقداری از محصول خود را به وی می‌دادند. مشهور است که این فرد نابینا بسیار باهوش بوده و از روی صدای پای افراد آن‌ها را می‌شناخته است.
آسیاب زینبیه
آسیاب زینبیه که به آن آسیاب چهارمی می‌گفتند دورترین آسیاب به شهر و نزدیک‌ترین به مظهر کاریز شادابخت بود. این آسیاب هم دارای برج بوده که تفنگچی‌ها در آن نگهبانی می‌دادند تا سارقین به غلات و آردها دستبرد نزنند. عمق تنوره آن ده متر بوده که شبانه‌روز ۹ بار غله آرد می‌کرده است.
اسدالله برادر مشهدی محمد فرزند محمدحسن، آسیابان آسیاب زینبیه بوده است.  درزمانی که آقا محمد (آمحمد) نزدیک امامزادگان بزرگ جنب بازار سیدها نانوایی داشت، دوسوم از هشت آسیاب در اجاره‌ی او بوده است تا غلات گندم، جو، ذرت و اَلُم (ارزن) را برای پخت نان آرد کند.  یک‌سوم بقیه هم در اجاره مشهدی قاسم فرزند مشهدی حسن بوده است.
در زمان‌های نه‌چندان دور مزد آرد کردن هر بار غله برای نانواها مبلغ یک ریال و برای سایرین دو ریال بوده است.
آن‌هایی که از آسیاب سهمی داشتند یعنی مالک بودند غلات آن‌ها بدون نوبت آرد می‌شده است.

چند اصطلاح تاریخی در کار آسیاب
آسیابان یا آسبان (طحان): فردی که در آسیاب غلات را آرد می‌کرده
آسیاسنگ: آسیاسنگ یا سنگ آسیه (حجر طاحونه) هر سنگ بزرگ شبیه سنگ‌آسیا که گرد و مدور باشد.
آسیا زنه: آسیا زنه (به فتح ز و نون) آلتی است که با آن سنگ‌آسیا را تیز کنند.



کلمات کلیدی


نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي:


اطلاعات:

  • مرجع: برگرفته از هفته‌نامه عصر نی‌ریز / شماره‌های ۳۱۹ و ۳۲۰ / تاریخ‌های ۱۳۸۸/۶/۲۹ و ۱۳۸۸/۷/۵
  • نویسنده/گردآورنده: محمد علی پیشاهنگ
  • نوع مدخل: نوشتار
  • تاریخ ثبت:1392/7/6

عکسهای مرتبط :

نوشته های مرتبط :

ویدئوها مرتبط :

* هیچ موردی پیدا نشد...